خیال نوازان KHN
منو
همه‌ی قابلیت‌ها
قابلیت‌ها

استراتژی برند

جایگاه‌سازی، معماری برند و روایت — همان ایده‌ی قابل‌دفاعی که کسب‌وکار پیش از طراحی هر چیزی به آن نیاز دارد.

جایگاه‌سازیمعماری برندنیمینگروایت

این بخش چیست

استراتژی اینجا یعنی تصمیم‌گیری درباره‌ی اینکه کسب‌وکار واقعاً چه ادعایی دارد، و در برابر چه کسی. نه مودبورد، نه فهرستی از ارزش‌ها که تا آخر هفته کسی یادش نمی‌ماند — یک جایگاه که کپی‌کردنش برای رقیب دردسر داشته باشد.

بیشتر برندها در یک دسته‌ی شلوغ، خودشان را با زبانی توصیف می‌کنند که هر رقیبی هم می‌تواند به کار ببرد. ضدآفتاب، عدد SPF می‌فروشد. رستوران، تازگی. آژانس، خلاقیت. همه‌اش درست است، همه‌اش قابل‌تعویض، و هیچ‌کدام به مشتری دلیلی نمی‌دهد که یکی را به دیگری ترجیح بدهد.

کاری که واقعاً انجام می‌شود

سه سؤال، به ترتیب، چون هر کدام دامنه‌ی بعدی را محدود می‌کند.

کسب‌وکار واقعاً سر چه چیزی رقابت می‌کند؟ معمولاً نه آن چیزی که در بریف نوشته شده. این بخش یعنی خواندن صادقانه‌ی دسته‌بندی، از جمله بخش‌هایی که خوشایند نیستند.

این برند چه چیزی را می‌تواند به‌طور معتبر تصاحب کند؟ بار اصلی این جمله روی «معتبر» است. جایگاهی که کسب‌وکار نتواند به آن عمل کند، بدهی‌ای است که بعداً به شکل نارضایتی مشتری خودش را نشان می‌دهد.

این جایگاه در برخورد با واقعیت دوام می‌آورد؟ جایگاه‌سازی‌ای که فقط در فایل ارائه کار می‌کند، جایگاه‌سازی نیست. باید در یک فیلم محصول، روی بسته‌بندی، در مکالمه‌ی فروش و حتی در یک آگهی استخدام سرپا بماند.

معماری برند و نیمینگ

وقتی کسب‌وکاری بیش از یک محصول، زیربرند یا مخاطب دارد، معماری یعنی تعیین رابطه‌ی میان آن‌ها — چه چیزی نام مشترک دارد، چه چیزی جدا می‌ایستد، و انتظار داریم مشتری چه چیزی را بدون توضیح بفهمد.

نیمینگ داخل همین بخش است و تصمیمی است که همه‌ی تصمیم‌های بعدی از آن ارث می‌برند. لوگوتایپ دور نام کشیده می‌شود. بسته‌بندی باید آن را در اندازه‌های کوچک حمل کند. نامی که بی‌دقت انتخاب شود، تا آخر عمر برند بی‌سروصدا از هر طراحی بعدی مالیات می‌گیرد.

دوزبانه از ابتدا، نه ترجمه‌شده در انتها

جایگاهی که فقط به انگلیسی کار می‌کند، برای کسب‌وکاری که در ایران فعالیت دارد نصف جایگاه است. فارسی اینجا از ابتدا فارسی نوشته می‌شود — هیچ‌وقت ترجمه‌ی ماشینی — چون روایتی که بوی ترجمه بدهد، بوی کالای وارداتی می‌دهد.

این تصمیم پیامد عملی دارد: جمله‌ای که به بازی با کلمات انگلیسی وابسته است معمولاً جمله‌ی درستی نیست، و فهمیدن این موضوع در مرحله‌ی استراتژی خیلی ارزان‌تر از فهمیدنش بعد از چاپ بسته‌بندی است.

چیزی که تحویل می‌گیرید

یک جایگاه مکتوب، معماری‌ای که سامانش می‌دهد، روایتی که حملش می‌کند، و پیام‌هایی که به بقیه اجازه می‌دهد وقتی ما در اتاق نیستیم، آن را درست تکرار کنند.

سؤال‌های پرتکرار

حتماً باید از استراتژی شروع کنیم؟

همیشه نه، ولی بیشتر همکاری‌ها همین‌طور شروع می‌شوند. اگر کسب‌وکار از قبل جایگاه روشن و توافق‌شده‌ای دارد، می‌شود از هویت یا کمپین شروع کرد. اما اگر دو نفر در یک جلسه شرکت را دو جور تعریف کنند، استراتژی ارزان‌ترین مسئله‌ای است که باید اول حل شود.

کار نیمینگ شامل چه چیزهایی است؟

نام‌های پیشنهادی، استدلال پشت هرکدام، و رفتارشان در هر دو خط فارسی و لاتین — طول، خوانایی در اندازه‌های کوچک، و اینکه آیا دو نسخه می‌توانند یک لوگوتایپ مشترک داشته باشند.

خروجی استراتژی یک سند است؟

بله، ولی سند اصل ماجرا نیست. معیار این است که آیا جایگاه‌سازی وقتی کسی که در جلسه نبوده آن را تکرار می‌کند، سالم می‌ماند یا نه.

شروع پروژه